تبليغاتX
صلیب عشق
یارب از چه خوارم کرده ای برصلیب عشق دارم کرده ای

.این پست ثابت است .

سلام بر زیباترین ترانه ی سرزمین مادریم یا علی بن موسی الرضا(ع).


هر که مرا طلب کند خواهد یافت وهر که مرا یافت عاشقم می گردد و هر

 

کس عاشقم شد عاشقش می شوم و هر که من عاشقش شوم عاقبت او

 

 را شهید می کنم وهر که را شهیدش کنم خودم خونبهای او می شوم.   

(حدیث قدسی)


از وقتی که خداوند بشر را آفریدارتباطش با خلق شروع شد.

 او خالق گشت و ما مخلوق....

 ازوقتی که رزق داد...

او رازق شد و ما مرزوق....

 از وقتی که ما را هدایت فرمود...

 او هادی شد و ما مهدی....

 از وقتی اورا پرستش کردیم....

 ما عابد شدیم و او معبود.....

 از وقتی دوستش داشتیم.....

 او معشوق شد و ما عاشق....

 و از وقتی که در طلبش بر آمدیم .............

 ما طالب شدیم و او مطلوب.........................


نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 توسط m.s.h.seyedrazi |



ان الحسین مصباح الهدى و سفینه ‏النجاه ؛

به درستى که حسین(علیه السلام) مصباح هدایت و کشتى نجات است.


نگارش در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

به نام پیوند دهنده قلبها



دوستان عزیز سلام

میگن درهای رحمت خدا در 4 جا باز میشه البته رحمت خدا همیشه هست ولی این چهار جا بیشتره :

1- موقع بارش باران.

2- زمانى كه فرزند به چهره پدر و مادرش میکنه.

3- هنگام گشوده شدن در كعبه.

4- هنگام برپايى مراسم عقد و عروسى.

یکی از این درها جدیدا به روی من باز شد و اون در پیوندآسمانی بود.

علت غیبت این چند وقت همین بود و فعلا فرصت نمی کنم سری به وبلاگم بزنم خب دیگه سرم شلوغه!




نگارش در تاريخ پنجشنبه دهم آذر 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

هان!

اي مردمان!

علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است...

هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد.

(خطبه ي غديريه)


عید کمال دین ، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد.

نگارش در تاريخ شنبه بیست و یکم آبان 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

تا حالا شده بین یه دو راهی گیر کنید؟؟؟

ولی این دو راهی که می خوام بگم کمی متفاوت تر از سایر دو راهی هاست ...

عقل رسول باطنیه انسانه ....

حتما شما هم شنیدید که می گن : عقل چراغ قوه تو تاریکی می مونه !!!!

یه راه من به عقلم ختم میشه و.......

نوای قلبتون ، صدای درونی انسان که بر خاسته از روی احساسات و عواطفه ......

یه راه دیگه ی من به احساس ختم میشه.

پس راه احساس قوی تره ( لااقل دربین ما خانما!!)

انگار بعضی وقتا نمی شه به نوای قلبت گوش کنی.؟!؟!

مشکل میشه وقتی بخوای نوای قلبت رو کنار بزنی و نوای عقلت رو گوش بدی ...

ولی من دلم نمی خواد نوای عقلم رو گوش بدم ...دوست دارم دستم رو بذارم توی گوشام

تا نشنوم صدای عقلم رو ......

سخته انتخاب یکی از این دو ؛ عقل یا احساس؟؟؟؟

انگار تموم مخلوقات دست به دست هم دادند تا نذارند من صدای احساسم رو بشنوم .

مهربانم ؛پروردگارم خودت در مصحف شریف فرمودی:

....وعسی تکرهوا شیئا و هو خیرلکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شرلکم والله یعلم و انتم

لا تعلمون.(بقره 216)

شاید چیزی که دوست ندارید به صلاحتون باشد وشاید آن چیزی که دوست دارید به صلاحتون نباشد

خداوند میداند و شما نمیدانید.

الهی !!

ان من انتهج بک لمستنیر...

لطیفا!!

هرکه به تو راه یافت روشن شد....

خداوندگارم !!!! خود را به تو می سپارم که هرچه تو خواهی برایم نیکو وسزاوارتر است.


نگارش در تاريخ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |


صبح ساعت 7/40 دقیقه بود که سوار خط واحد شدم تابرم حوزه دانشجویی.

طبق معمول شلوغ بود.....

تو خط واحد بیشتر از هر چیزی چندتا دختر به اصطلاح دانشجو جلب توجه می کردند...

حرکات زشت و صحبتهای رکیک و غیر اخلاقی با هم می زدند...

نه اشتباه نکنید خدایی ناکرده به صحبت هاشون گوش نمی دادم بلکه اتقدر بلند با هم شوخی

می کردند که جناب راننده هم متوجه شده بود...

تو این زمان 15 دقیقه فقط از دوست پسراشون صحبت کردند نه یکی نه دوتا بلکه یه مجموعه

20 - 30 نفره دوست پسر داشتند...!!!

عجب!!!!

مگه چند نفر تو دل آدم جا می گیره ؟؟؟؟

ولش کنید!!

داشتم فکر می کردم که ،چه بلایی به سر دختران باحیای ایرانی امده؟؟؟

چه بلایی به سر پسران نجیب ایرانی امده ؟؟؟

انگار به هیچ چیز پایبند نیستند که صحبت از حجاب میشه با نیشخند و کنایه پاسخ میدن ..

طوری که خودشون رو روشن فکر و مارو متحجر حساب میکنندو گوشه چشم برای آدم

نازک می کنند...

صحبتی از حیا و عفت میشه مجلس رو ترک می کنند.....

امام صادق علیه السلام می  فرمایند: کسی که حیا ندارد ایمان هم ندارد.

می تونیم بگیم کسی حیا نداره حداقل میتونه تظاهر به حیا کنه که عادت بشه براش....

دیگه نمیتونیم از نظر اعتقادی یا قوانین اجتماعی جلوداره این افراد باشیم ....

به نظر شما چه راه حلی برای این قضایا پیشنهاد می کنید؟؟؟

یا چه کاری باید انجام میدایم یا انجام بدیم که این معضلات رفع بشه ؟؟؟ 

یا اصلا مقصر این جریانات کیه ؟؟؟ نه اصلا دنبال مقصر نگردیم ؟؟؟؟

چه راهی وجود داره که دوباره دختران ایران با حیا و پسرانش نجیب بشن؟؟؟؟

به نظر من باید روی نسل جدید کار بشه !!!

البته نباید از این جماعت به خواب رفته هم غافل بشیم ؟؟!!


پی.نوشته:من 5شنبه ها کارم تعطیله میرم حوزه دانشجویی.




نگارش در تاريخ پنجشنبه پنجم آبان 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

 

 

چه نیکوست فروتنی ثروتمندان برای فقرا به خاطر پاداش الهی

و نیکو تر از آن تکبر مستمندان بر توانگران به خاطر تکیه بر خداوند .

(حکمت ۴۰۶)

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |
قوانین خاصی در محیط کارم برقراره :

۱- ورود کارمند چادری ممنوع .۲ - خواندن نماز ممنوع. ۳ - پخش ترانه های غیر مجاز از گوشی همراه

با صدای بلند..

باورود من به این شرکت خدارو شکر اولین قانون نقض شد.

دومین روزکاری سجاده ای همراه خودم بردم اتاق شبکه (الان اتاق خودم شده ) گذاشتم ،

نمی دونستم که خوندن نماز ممنوعه !!!

وقتی از همکارا شنیدم متعجب شدم دیدم هیچ کس نماز نمیخونه علت رو جویا شدم

گفتن غصبیه !!!

عجب فتوایی!!! من که نمازم رو خوندم به همکارانی که نماز می خوندن  البته بعد از این فتوا ترک

کرده بودن گفتم: سجاده آوردم (البته از ۱۵ نفر فقط ۴ نفریم که نماز می خونیم ) ...

بعد برای خالی نبودن عریضه رفتم به خانم مودیر

گفتم :من در این مکان نماز می خونم  گفتم

که مکانش غصبی نباشه  و  نمازم باطل نشه ..

یه نگاه معنا دار کرد و سری تکان داد ...

گفت :خونه نماز بخون .

گفتم: نماز قضا میشه و اولا نماز اول وقت یه چیز دیگه است در ثانی من ۵ دقیقه وقت برا ناهار

میذارم و ۵ دقیقه برا نماز که سر جمع میشه ۱۰ دقیقه فکر نکنم که ۱۰ دقیقه لطمه ای به کارم

بزنه   ..... 

نگاهی کرد و لبخند معناداری زدو گفت : باشه بخون .

خیالم راحت شد این هم از قانون دوم که نقض شد ....

مونده قانون شماره سه که نقض کردنش یه خورده مشکله ......

البته راه های زیادی برای فرار از آن هست مثل کار من ......

درب اتاق رو میبندم به بهانه ی این که می خوام جمع صندوق رو بزنم باید تمرکز کنم ......

خوب این هم یه راهه در بین این جماعتی که خودشون و زدن به غفلت....!!!!

لطیفا!!!

به من قدرت بده تا بتونم از دینم و اعتقاداتم دفاع کنم و ثابت قدم باشم

و همرنگ و همراه این جماعت نباشم .....

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

روزای اول کاریم خیلی سخت بود برام ...

نگاههای سنگین و پچ پچ های همکارام .....

ساعتهاو روزهای بدی رو پشت سر گذاشتم ، سوژه همکاران شده بودم !!!!

وقتی با هم صحبت می کردند ابایی نداشتند که من داخل اتاق هستم ......

به هم می گفتند: از این طرف (جدید آمده ) حالم بهم می خوره ....اینم مثل بقیه دو روز

اینجاست ، بزودی اخراج میشه ......

باهمین لحن .......  فکرش رو بکنید جلوی روتون همچین حرفی بزنند!!!!!

تازه فهمیدم که چقدر تو محیط کارم غریبم ...

امام صادق (ع) می فرمایند: مومن در دنیا غریب است.

البته من خودم رو مومن نمی دونم ، ولی تازه این حدیث رو درک کردم ...

چرا این رفتار رو با من می کردند؟؟؟؟؟ جای سوال بود برام !!!!!!!!!

مگه از من چه خبطی سر زده بود که مستلزم این رفتارها و نگاهها و بد اخلاقی ها بودم ؟؟؟؟؟؟؟؟

چون  یه فرد مذهبی بودم ؟؟؟؟؟   شاید به خاطر چادرم ؟؟؟؟؟؟

اولش خیلی ناراحت شدم تا جایی که سر کار اشکم گرفت و دلم شکست

 کم کم داشتم تسلیم می شدم که دیگه سر کار نرم ....

اینجا بود که تصمیم گرفتم که برای رو کم کنی این جماعت همکار باید این کارم رو حفظ کنم و

بهشون ثابت کنم که یه دختر چادری و مذهبی ؛امل، خونه نشین، بی فرهنگ ، عقب مونده نیست

بلکه از همشون می تونه بهتر و موفق تر باشه ...

الحمدالله که تا الان خیلی خوب پیش رفتم ...

مهربانا شکر شکر شکر...


نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

 

بعضی از شما (دوستداران ما) نسبت به بعضی دیگر بیشتر نماز میخوانید

 و بعضی نسبت به بعضی دیگر ،بیشتر حج بجا می آورید ،

و بعضی نسبت به بعضی دیگر بیشتر صدقه می دهید،

نیز بعضی نسبت به بعضی دیگر بیشتر روزه میگیرید،

 ولی با فضیلت ترین شما کسی است که معرفتش (نسبت به ما)بیشتر باشد.

(روایت شده از یکی از امامان(ع)...بحار الانوار ج ۳ ص۱۴ به از صفات الشیعه )

این حدیث من رو یاد یه مطلب از کتاب منطق جناب سبزواری انداخت:

انسان رو به ۴دسته تقسیم کرده

۱-کسانی که معرفت قوی دارند و اعمالشون هم قوی است .

۲-کسانی که معرفت قوی دارند ولی اعمالشون ضعیف است.

۳-کسانی که معرفت ضعیف دارند و اعمالشون قوی است.

۴-کسانی که معرفت ضعیف دارند و اعمالشون هم ضعیف است.

دسته اول و دوم جزو گروه السابقون السابقون اند.

دسته سوم جزو گروه اصحاب یمین اند .

و دسته چهارم جزو گروه اصحاب شمال اند.


نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |





دوباره یک غروب دلنشین

دوباره یک صدا،

صدای سبز

دوباره می پرد کبوتری

به دور گنبد حرم

دوباره چشمهای من

پر از نگ

 

اه کاشی و ستاره می شود

کنار حوض

دوباره ذهن من

پر از صدای بالهای یک فرشته می شود

نگاه کن!

من آن کبوترم

به دور گنبد طلایی اش

چه عاشقانه می پرم


نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |


چادر باشد یا نباشد مسئله این است .....

این دفعه یه کمی متفاوت تر میخوام باشم یه کمی خودمونی تر ....

از اون موقع منتظر بودیم درسمون تموم بشه یا ادامه تحصیل بدیم یا شاغل بشیم یا هم ....

خوب مدرکمون هم گرفتیم ارشدمون هم رفتیم شاغلهم شدیم موضوع اصلی اینجاست:

هر جا رفتم برای کار البته هرجای هرجاهم که نه جاهای خیلی خاص مثل ادارات دولتی هه چه

خیال خامی داشتم من ......دولتی ...!!!!!!!!!!

رفتم سر کار چه کاری و کجا ؟؟؟؟

شدم کارمند یه بیمه  خصوصی که تموم کارمنداش خانم اند و تموم مراجعه کننده هاش آقا

شرط اصلی خانم رئیسمون اینه که چادرت رو در بیار !!!! وا عجب حرفی میزنه ؟؟؟کی من ؟؟؟

من چادرم رو دربیارم ؟؟؟؟

خوب دلیل این خانم مودیر چیه برای بی حجاب کردن من؟؟؟

کند میشی !!! تند عمل نمی کنی!!!

وا!!... چه ربطی داره ؟؟؟

خلاصه .........از ایشان اصرار ...ازمن هم انکار ...

خوب به نظر شما دلیلشون قانع کننده است ؟؟؟؟؟؟؟

....پی نوشته: البته لازم به ذکره که بگم خانم رئیس ما دختر عموی مادرمه  میخواستم بگم که 

با بند شریف پ رفتم سر کار...



نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

مرگ و نه ذلت ..

کمبود و نه نیاز به دیگری..

هر که را در حال نشسته (روزی ) ندهند ، در حال ایستاده نیز(روزی ) ندهند..

روزگار دو روز است، روزی به سود تو وروزی به زیان تو ..

چون به سود تو بود سرکشی نکن و چون به زیان تو بود صبر کن .

امام راستین بر حق و عدالت امام علی (علیه والسلام) .  (حکمت ۳۹۶)


نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |


     

 علی حُبُّهُ جُنَّه                       قسیم النارِ و الجَنَّه

وصیُّ المصطفی حقاً                    امام الانسُ والجِنُّه

 

 ای آسمان بهر علی خون گریه کن

                                                ای زمین با قلب سوزان گریه کن

 هیچکس همچون علی مظلوم نیست

 کس چو او از حق خود محروم نیست


از دفن پدر باز می گشتند....

به خرابه ای رسیدند صدای ناله ای بلند بود....

وارد خرابه شدند... پیرمردی نابینا است از او احوالپرسی نمودند....

پیرمرد گفت: مدتی اینجا هستم یک نفر هر روز می امد احوالم را می پرسید و به من احسان می کرد

ولی نامش را به من نگفت، امروز سه روز است که نیومده ...

حضرت مجتبی(ع) نشانه اش را پرسید؟؟

گفت: وقتی ذکر می خواند، در و دیوار ،سنگها و کلوخها با او ذکر می خواندند.

امام حسن(ع) به همراه امام حسین(ع) گریستند و فرمود:او پدر ما علی(ع) بود که اینک از دفنش باز

می گردیم....


نگارش در تاريخ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

 


الهی ان من تعرف بک غیر مجهول.......

پروردگارا آنکه به تو معروف شد هزگر مجهول نشد.

(مناجات شعبانیه)


نگارش در تاريخ شنبه یکم مرداد 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |
 روزی رسول الله به یکی از اصحابش فرمود: ای بنده خدا حب و بغضت باید در راه خدا باشد و دوستی

ودشمنی کن زیرا جز به این طریق به ولایت خدا نخواهی رسیدنیز هیچکس طعم ایمان را نمی چشد ،اگر

چه زیاد نماز بخواندو بسیار روزه بگیرد، مگر این که این گونه (که گفتم )باشد. امروزه بیشتر دوستی ها و

برادری های مردم برای دنیاست.به خاطر دنیا با یکدیگر دوست می شوند و دشمنی می کنند

واین گونه اعمال ،عذاب خدا را از آنها باز نمی دارد.

آن صحابی به حضرت عرض کرد:چگونه می توانم بفهمم که دوستی و دوشمنی ام برای خداست،چه

کسی را دوست خداست تا اورا دوست،و چه کسی دشمن خداست تا با او دشمنی کنم؟؟؟؟؟؟

رسول الله به سوی علی (ع) اشاره کرد و فرمود: آیا این مرد را می بینی؟

عرض کرد: آری .

فرمود:دوست این ، دوست خدا ست پس او را دوست بدار. و دشمن این دشمن خداست پس او را

دشمن بدار. دوستدار این دوست بدار ؛ اگرچه قاتل پدر و فرزندت باشد و دشمن این را دشمن بدار ؛

اگرچه پدر و فرزندت باشد.

از امام حسن عسگری علیه السلام روایت شده است.

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |


 

عین لام ی سر جمعا می شود علی(ع)

ولی من در عجبم که ظرف پست این حروف ع ل ی چگونه تاب تحمل صولت و عظمت این

 بشر لا یتناهی هستی رو دارد؟

 چگونه ذات زیبای علی را  در خودش مستتر کرده آیا از هیبت این وجود عظیم شان ترک بر

نمیداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

 

یا رب ز شراب عشق سرمستم کن

یکباره به بند عشق بابستم کن

از هر چه نه عشق خود تهی دستم کن

در عشق خودت نیست کن و هستم کن

(پیر انصار)


 

نگارش در تاريخ دوشنبه دوم خرداد 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |

 

لطیفا!

اندکی هم اشتیاق ماندن در این سرای جادو را ندارم.

خود خوب می دانی چقدر از گذر گاه فانی خسته و دلسردم .

آگر کشتن خود گناه نبود لحظه ای درنگ نمی کردم !

خود می دانی که چقدر مشتاقم به دیدارت .

در کنار تو مجازات شدن به از آن که در فردوس برین بی تو باشم .



نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |


                  

               الهي!

                                               هر چه مرا از دنيا نصيب است به كافران ده

                                   و

                                               آنچه مرا از عقبي نصيب است به مومنان ده

                                  

                                                   مرا در اين جهان ياد و نام تو بس

                                     و

                                                   در آن جهان ديدار و سلام تو بس

                 الهي!

                                                  جرم من زير حلم تو پنهان است

                                    و

                                                  تو پرده عفو خود بر من گستران.


نگارش در تاريخ جمعه نوزدهم فروردین 1390 توسط m.s.h.seyedrazi |
قالب وبلاگ